دلم گرفته
-
تاریخ: 1405/6/9 ساعت: 8:20
بي تو دلم گرفته با من نمانده حالي با من غريبه گشتي بعد از گذشت سالي وقتي كه سهم من شد يك انتظار كهنه چشمم دگر ندارد اشكي به آن زلالي عمري سوال كردم تنهايي خودم را همواره شد جوابم آه و سكوت و لالي حالا كه دور دورم از پرتو نگاهت در قلب من دوباره جايت شده چه خالي آه اي مسافر من سهم من از وجودت يك بغض ك...
دوباره تنهایی
-
تاریخ: 1405/6/9 ساعت: 8:20
دوباره سكوت دوباره تنهايي دوباره من و يك دنيا خاطره دوباره تنها شده ام دوباره دلم تنگ است به اندازه غم يك گل پژمرده به اندازه سوز و تب يك دشت باران نخورده به اندازه اندوه مرغي تو قفس دوباره صورتم نم اشك را حس كرد دوباره باران را به انتظار نشسته ام دوباره درد را به مداوا نشسته ام دوباره دلشوره به دل ...
به چه می اندیشی؟؟؟
-
تاریخ: 1405/6/9 ساعت: 8:20
ميـميـرم بــــرات بـراي خواب معصومانه عشـق كمـك كن بستـري از گـل بسازيـم به چه می اندیشی ؟؟؟ كاش میدانستم ... به چه می اندیشی ؟؟؟كه چنین گاه به گاه میسرانی بر چشم.... غزل داغ نگاه !می سرایی از لب.....شعر مستانه آه !راز زیبایی مژگان سیاهدر همین قطره لغزنده غم ....پنهان است ! و سرودن از تو با صراحت ! ...
روزی
-
تاریخ: 1405/6/9 ساعت: 8:20
روزی برای خودت قهوه خواهی ریخت ،روبه روی پنجره ایستاده و همینطور که گرمای فنجان قهوه را تا عمق سلول های تنت حس می کنی ، خبرهای روز را مرور خواهی کرد و ناگهان دلت خواهد لرزید ؛چون فراموش کرده ای به گل های پژمرده ی اتاقت آب بدهی .اما دلت برای کسی نخواهد لرزید !دلتنگ کسی نخواهی بود و افسوس چیزی را نخوا...
هنوز دلم پیشته
-
تاریخ: 1405/6/9 ساعت: 8:20
هنوز نتونستم رها کنم، هنوز حس میکنم ظلم بدی در حقم شده، هنوز ندیدم طبیعت بهترش رو سر راهم قرار بده هنوز تو بهترین اشتباه خوب منی هنوز دوست داشتنی ای هنوز زیبایی خاصی هنوز دلم پیشته هنوزم فکر میکنم زندگیم با تو قشنگ تر میشد حالا دیگه نیستی دیگه فایده نداره گفتن این حرفا کاش انقدر خوشحال بشم انقدر این...
من تو رو فراموش نکردم
-
تاریخ: 1405/6/9 ساعت: 8:20
ميـميـرم بــــرات بـراي خواب معصومانه عشـق كمـك كن بستـري از گـل بسازيـم من تو رو فراموش نکردم من تو رو فراموش نکردم، تو هم منو فراموش نکردی. ما فقط وانمود به فراموشی میکنیم. ما تظاهر میکنیم به هم فکر نمیکنیم، درحالی که همیشه به فکرِ همیم. ما تظاهر میکنیم دلتنگِ هم نمیشیم، ولی توام خوب میدونی که چقد...
..:: تشنه ی محبت ::..
-
تاریخ: 1402/6/27 ساعت: 15:01
راستش هر جا رفتم نتونستم درد دل کنم... اینجا بهترین جای درد دله...جایی که یه روزی با عشق ساختمش... ساختمش که همه غمام رو بریزم توش... کجا بهتر از اینجا...جایی که باهاش خیلی خاطره دارم... حالا که تنها شدم تو میشی بهترین دوستم... با آهنگی که داری آرومم میکنی... همه غمایی که من دارم تو هم داری... پس به...
..:: کااااااااااااااااااااش ... ::..
-
تاریخ: 1402/6/27 ساعت: 15:01
کاش آسمان ميدانست درد من چيست ! کاش ميدانست نياز من چيست! کاش ميدانست به يک قطره باران نيز قانعم.... کاش آسمان ميدانست درد مني که همان کوير خشک و بي جانم چيست! دلم مثل کوير از محبت و عشق خشک و بي جان است ، عاشقم ولي ، يک عاشق تنها! يک عاشق بي کس ! عاشقي که معشوقش در کنارش نيست.... کاش دريا ميدانست ک...
نازنینم...
-
تاریخ: 1402/6/27 ساعت: 15:01
اشک هایم را ببین سرد است و بی جان نازنین باختم خود را به چشمان تو آسان نازنین باز جریان تمام لحظه هایم با تو است تا ته این کوچه گردی های حیران نازنین کاش بودی تا ببینی در هجوم بی کسی باز می خوانم تو را با چشم گریان نازنین بی تو بودن مرگ من در وحشت تاریکی است همچو برگی در میان خشم طوفان نازنین پشت حس...
گنجشک و ماه
-
تاریخ: 1402/6/27 ساعت: 15:01
الا بذكرالله تطمئن القلوب فرارسيدن ماه قرآن ،ماه يكتاپرستان،ماه عدالت جويان ، ماه علي وماه عاشقان برشماهمراهان هميشگي مبارك. سلام دوستان هميشه همراه. اميدوارم نماز و روزه هايتان قبول درگاه حق تعالي قرار گرفته باشد و اين دوستان كوچك خودتون رو هم از دعا فراموش نكرده باشيد . از شما و سامان عزيز معذرت م...
دلم گرفته ...
-
تاریخ: 1402/6/27 ساعت: 15:01
بي تو دلم گرفته با من نمانده حالي با من غريبه گشتي بعد از گذشت سالي وقتي كه سهم من شد يك انتظار كهنه چشمم دگر ندارد اشكي به آن زلالي عمري سوال كردم تنهايي خودم را همواره شد جوابم آه و سكوت و لالي حالا كه دور دورم از پرتو نگاهت در قلب من دوباره جايت شده چه خالي آه اي مسافر من سهم من از وجودت يك بغض ك...
دوباره تنهايي
-
تاریخ: 1402/6/27 ساعت: 15:01
دوباره سكوت دوباره تنهايي دوباره من و يك دنيا خاطره دوباره تنها شده ام دوباره دلم تنگ است به اندازه غم يك گل پژمرده به اندازه سوز و تب يك دشت باران نخورده به اندازه اندوه مرغي تو قفس دوباره صورتم نم اشك را حس كرد دوباره باران را به انتظار نشسته ام دوباره درد را به مداوا نشسته ام دوباره دلشوره به دل ...
به چه می اندیشی ؟؟؟
-
تاریخ: 1402/6/27 ساعت: 15:01
كاش میدانستم ... به چه می اندیشی ؟؟؟ كه چنین گاه به گاه میسرانی بر چشم.... غزل داغ نگاه ! می سرایی از لب.....شعر مستانه آه ! راز زیبایی مژگان سیاه در همین قطره لغزنده غم ....پنهان است ! و سرودن از تو با صراحت ! بی ترس ! .... باز هم كتمان است ! كاش میدانستم ... به چه می اندیشی ؟؟؟ رنج اندوه كدامین خو...
روزی ...
-
تاریخ: 1402/6/27 ساعت: 15:01
روزی برای خودت قهوه خواهی ریخت ، روبه روی پنجره ایستاده و همینطور که گرمای فنجان قهوه را تا عمق سلول های تنت حس می کنی ، خبرهای روز را مرور خواهی کرد و ناگهان دلت خواهد لرزید ؛ چون فراموش کرده ای به گل های پژمرده ی اتاقت آب بدهی . اما دلت برای کسی نخواهد لرزید ! دلتنگ کسی نخواهی بود و افسوس چیزی را ...
هنوز دلم پیشتهxa0
-
تاریخ: 1402/6/27 ساعت: 15:01
هنوز نتونستم رها کنم، هنوز حس میکنم ظلم بدی در حقم شده، هنوز ندیدم طبیعت بهترش رو سر راهم قرار بده هنوز تو بهترین اشتباه خوب منی هنوز دوست داشتنی ای هنوز زیبایی خاصی هنوز دلم پیشته هنوزم فکر میکنم زندگیم با تو قشنگ تر میشد حالا دیگه نیستی دیگه فایده نداره گفتن این حرفا کاش انقدر خوشحال بشم انقدر این...